تبلیغات
آکورد (chord) - زندگینامه ی حبیب
آکورد (chord)

فرهاد مهراد : به امید باران و صلح

زندگینامه ی حبیب

شنبه 29 اسفند 1388

نوع مطلب :زتدگی نامه، 




حبیب محبیان شناخته شده با نام حبیب در سال 1331 هجری شمسی در شمران آذربایجان به دنیا آمد. سه سال در رضاییه و چند سالی هم در تبریز زندگی كرده است و اصلتاً متعلق به رضاییه است. خانواده او هنرمند و علاقه مند به موسیقی بودند. برادران او گرچه به صورت غیر حرفه ای، ولی برای دل خودشان ویولون میزدند. یكی از آنها صدای خوبی داشته و آواز میخوانده است. حبیب هم از همان دوران كودكی به گیتار علاقه فراوانی داشته و تنها كسی هم كه به راه موسیقی كشیده شد خود حبیب بود و با مخالفت های اعضای خانواده روبرو شد و به خاطر این كار تنبیه بدنی هم شده است، ولی عشق حبیب به این كار باعث نشد كه از كار خود دست بكشد. دوران دبیرستان او مصادف با دهه شصت اروپا و پیدایش گروه بیتل ها (Beatels) بود كه ذوق و شوق موسیقی را در وجود حبیب ایجاد كرد و باعث شد كه به آموختن موسیقی و نواختن گیتار كه ساز مورد علاقه اش نیز بود روی آورد. چند سال بعد طی تبلیغ رادیو و تلویزیون برای استخدام خواننده راهی آنجا شد تا در بین بیشمار شركت كنندگان كه حدود هشت هزار نفر بودند قرار بگیرد. پس از گذراندن مراحلی بسیار سخت مورد تایید داوران قرار گرفت و در بین شانزده – هفده نفر دیگری كه در این مسابقه قبول شده بودند جای گرفت. دو سال در آنجا ماند و در طول این دو سال آموزش موسیقی هم میدید و زمینه پیشرفت حبیب داشت فراهم میشد كه خدمت سربازی سرش را گرفت. به خدمت سربازی رفت و آموزشی را در كرمان و خدمت را در ارومیه گذراند.او در خدمت نیز جزء خوانندگان باشگاه افسران شد تا در كاخ جوانان برنامه اجرا كنند و این گونه از طرف كاخ جوانان رضاییه به تمام كاخ های جوانان سرتاسر ایران سفر كرده است. پس از اتمام سربازی با دختری به نام شادی ازدواج میكند كه یك پسر هم به نام احمدرضا از او دارد كه در ایران زندگی میكند. یك روز كه شادی برای انجام كارهای روزمره در خیابان راه میرفته پایش پیچ میخورد و به علت این كه بچه دستش بوده به زمین میخورد.


او را به بیمارستان میبرند و به علت اشتباهی زدن آمپول كزاز در عرض بیست ثانیه او را میكشند. در همان زمان مادر حبیب هم كه برایش بسیار عزیز نیز بوده فوت میكند تا این گونه دو خاطره ی بد در ذهن حبیب نقش ببندد. حبیب در سال 1356 اولین آلبومش را با عنوان "مرد تنهای شب" روانه بازار میكند. مرد تنهای شب آلبومی بود كه بیشتر كارهایش همانند شعر، آهنگ و تنظیم از خود حبیب بود و با این كار توانست راه صد ساله را یك شبه تمام كند و محبوبیت زیادی بین مردم به دست آورد. او بیشتر آهنگ های این آلبوم را برای مرحوم مادرش و همسرش خواند تا این گونه درد دلش كمی آرام بگیرد. آهنگ هایی همانند "شهلای من" و "نگاهم" را به یاد همسرش خواند و دو آهنگ نیز به نام های "مادر" و خرس كوكی (ببار ای برف)" در سوگ مادرش خواند. با زن دیگری به نام ناهید ازدواج كرد كه پسرش محمد كه خواننده مطرحی نیز هست از همسر دوم ایشان است.

حبیب علاوه بر خوانندگی آهنگساز قهاری نیز هست كه علاوه بر ساختن آهنگ ترانه های خود اگر لازم بداند برای دیگر خوانندگان نیز آهنگسازی میكند. او استاد نوازندگی گیتار است و از معدود خوانندگانیست كه در كارهایش از گیتار دوازده سیم استفاده میكند و در كنسرت هایش نیز یكی از نوازندگان گیتار خود اوست و در حین این كه میخواند گیتار هم میزند.

صدای حبیب یك صدای زیبا، لطیف، دلنشین و پر احساس است كه قابلیت های فراوان صدایش او را به یك خواننده منحصر به فرد تبدیل كرده است. یكی از ویژگی های مهم و بارز صدای او لرزش خاصی است كه دارا میباشد و در خواندن گام بالا طوری صدای خود را میلرزاند كه به جرات میتوان گفت كه هیچ خواننده ای قادر به این كار نیست و همین قابلیت ها است كه او را جزء خوانندگان صاحب سبك كرده است.

حبیب در طول آلبوم هایی كه در زندگی هنری خود بیرون داده یكی از متفاوت ترین هنرمنداست. دو آلبوم اول او با نام های مرد تنهای شب و سلام همسایه كه قبل از انقلاب منتشر شدند ریتمی آرام داشتند و بیشتر آهنگ های آن غمگین بودند. از سال 1360 به بعد كه حبیب برای ادامه كار هنری به خارج رفت سه آلبوم به نام های آفتاب مهتاب، خورشید خانوم و همراز را بیرون داد كه كاملاً با دو آلبوم قبلی متفاوت بودند ولی همه به سبك خود او خوانده شده بودند. آلبوم همراز آلبومی شاد بود و با آهنگسازی خود حبیب دسته بندی شده بود. آلبوم های آفتاب مهتاب و خورشید خانوم كه بیشتر آهنگ های آن سنتی بودند خوانده شد با این تفاوت كه آفتاب مهتاب شاد بود ولی خورشید خانوم غمگین. بعد از آن، آلبوم آخه عزیزم چی میشه منتشر شد كه باز به سبك خاص و زیبایی خوانده شده بود. بعد از این آلبوم پرطرفدارترین سبك حبیب شروع شد. او آلبوم صفر را ساخت و بعد از آن بزن باران، كویر باور، خداوندا و خانه كوچك را منتشر كرد كه بسیار خوب مورد توجه قرار گرفت ولی در دو آلبوم بعدی خود پسرش را هم به عرصه خوانندگی آورد كه در این آلبوم ها كه جوونی و خودشه نام داشتند، بیشتر آهنگ هایی با ریتم تند و امروزی را اجرا كرد كه زیاد با سبك خودش هم خوانی نداشت. آخرین آلبوم او هم تا اكنون ایران بانو است كه مخلوطی از سه آلبوم قبلی است، یعنی از لحاظ سبك خواندن، هم به سبك امروزی است هم به سبك قدیمی حبیب.

بیشتر آهنگ های حبیب بر وزن اجتماعی هستند و نمونه های آن را میتوان از آهنگ های خداوندا، خانه كوچك، بنی آدم و ... نام برد. بعد از آن، آهنگ های سیاسی بیشتر كارهای حبیب را تشكیل میدهند و نمونه بارز آن را میتوان از آهنگ های افق، بزن باران، خرچنگ های مردابی، گلسرخی و ... نام برد. آهنگ های عاشقانه و دیگر آهنگ ها بقیه ی كارهای او را شكل میدهند.



قسمت دوم:
حبیب در تبریز متولد شد. که الان حدودا ۵۰ سال سن دارند و از همان ابتدای جوانی به موسیقی روی آورده و قبل از انقلاب با گروه خود  کنسرتهای زیادی داده و حبیب هم همیشه در نقش خواننده ظاهر میشد .  مردی سنگین و با احساسات درونی و غمی پنهان در چهره اش .با تفکری متفاوت از خیلی از مردم دیگه.

حبیب با دختری به نام شهلا ازدواج میکند و متاسفانه همسر او بعد از چند سال در اتفاقی تلخ فوط چشم از جهان فرو میبندد.

بعد از آن حبیب (چند سال بعد)دوباره با یک خانم ایرانی ازدواج میکند و الان هم همگی در آمریکا هستن.

حبیب یک پسر داره به نام محمد.که محمد هم مثل پدرش راه خوانندگی را پیش گرفته که ایشالا  موفق باشه.

سردار در سکوتی    آوای بی نوایی

پی چک در آسمانها    ناله های جدای

گوید به من دل من     تا کی در انتظاری

دیگر نمی آید باز     فریاد ز بی بفایی

نمانده غم گساری     نمانده   آشنایی

ماندم در این تنهایی      ماندم در انتظارت


شهلا چه بی بفایی شهلای من کجایی شهلا چه بی بفایی

حبیب بعد از انقلاب به آمریکا سفر میکند تا به کار هنری خود ادامه دهد.ولی بعد از رفتن , بنا به دلایلی از همان ابتدای رفتن ۱۲ سال کار  هنری خود  را کنار میزارد.(علت اینکه ایشون ۱۲ سال کار هنری خود را کنار میزارد , همونطور که من از حرفهای خود ایشون متوجه شدم برای ان است که احساس میکند بعد از انقلاب این کار  فایده ندارد و مردم ایران در ایران و خارج از ایران احساس ناراحتی میکنند(به علت وقوع انقلاب و...)و او هم با این کار احساس همدردی با مردم را میکرد.بگذریم...

ولی بعد از ۱۲ سال کار هنری را شروع میکند ...

آهنگ مرد تنهای شب را حدود ۲۵ سال پیش خواند که این آهنگ یکی از عوامل مهم شهرت او شد.و بعد ان چندتا اهنگ به صورت تکی خواند:جوونی--واعظان...

البوم های حبیب از ابتدا تا کنون به ترتیب زیر میباشد...

- آفتاب مهتاب (۷ آهنگ)

- آخه عزیزم چی میشه (۶ آهنگ)

- هم راز (۷ آهنگ)

- مرد تنهای شب (۱۰ آهنگ)

- سلام همسایه (۱۰ آهنگ)

- خورشید خانوم (۸ آهنگ)

- صفر (۸ آهنگ)

- بزن باران (۷ آهنگ)

- کویر باور (۸ آهنگ)

- خداوندا (۸ آهنگ)

- خانه کوچک (۸ آهنگ)

 آلبوم جوونی خواهد بود حدود ۱۲ آهنگ دارد که ۵ تا حبیب و ۵ تا محمد و ۲ دیگه هم دو صدایه هستش.


اهنگهای حبیب بیشتر بر وزن اجتماعی هستش و بیشتر غم مردم را می سراید.(که نمونه بارز آن در آهنگهای خداوندا و بنی آدم و خانه کوچک دیده میشه)

بعد از ان آهنگای عاشقی هستش مانند آهنگهای دروغه و ... 

 حبیب همیشه سیاست رو هم فریاد زده و آهنگهای سیاسی هم خونده و با این کار خواسته با غم هموطنانش شریک باشه. که یکی از اونها اهنگ افق هستش و یکی دیگه آهنگ بسیار زیبای بزن باران.


persan
جمعه 4 مرداد 1392 05:28 ب.ظ
عزیز از اونجایی که حبیب فامیل ما محصوب میشه حبیب اهل ارومیه بود نه تبریز
زینب
پنجشنبه 20 بهمن 1390 01:53 ب.ظ
دوست عزیز شهر زیبای آذربایجان اسمش اورمیه هستش!
sonya
پنجشنبه 29 اردیبهشت 1390 07:53 ب.ظ
mc
sara
چهارشنبه 15 اردیبهشت 1389 09:46 ق.ظ
سلام صائب جان خیلی خوشحالم كردی صبحی چون از وبلاگ زیبات حسابی خوشم آمد واقعا زیبا بود اماایا فرهان هم پسر حبیب است اخه چند جا خوندم كه میگن پسرشه؟
من كه باور نكردم چون حبیب اینجور كه شما میگی یك پسر داره و باید بگم صدای هردوتاشون زیباترین صدای دنیاست (سلطان صدا حبیب )با تشكر از این وبلاگ زیبات
پاسخ صائب خانی : سلام سارا جان..مرسی از لطفت..نه گمون نمیكنم پسر حبیب باشه..یعنی نیست..به خاطر شباهت صدا هاشون به هم میگن فریان پسر حبیب..مرسی كه سر زدی بازم پیش ما بیا
sara
چهارشنبه 15 اردیبهشت 1389 09:41 ق.ظ
سلام واقعا مهشر بود از اینكه زندگی حبیب خواننده مورد علاقه من را نوشته اید متشكرم خیلی نیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییسسسسسسسسستتتتتتتییییییییییییییییییییییییییییییی
پاسخ صائب خانی : مرسی
مجنون
شنبه 4 اردیبهشت 1389 04:27 ب.ظ
سلام صائب عزیز و ممنون به خاطر این وبلاگ و اطلاعاتی که به بیننده هات دادی.
به نظرم شعر این ترانه حبیب اینطوریه:
سرداده در سکوتی
آوای بی نوایی
پیچد در آسمان ها
ناله های جدایی
گوید به من دل من
تا کی در انتظاری
دیگر نمی آید باز
فریاد ز بی وفایی
نمانده غم گساری
نمانده آشنایی
ماندم در انتظارت
ماندم در این تنهایی

شهلای من کجایی
شهلا چه بی وفایی
پاسخ صائب خانی : merC az tow refigh,mamnooon
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


فهرست وبلاگ
پیوندهای روزانه
طبقه بندی
آرشیو
نویسندگان
پیوندها
نظرسنجی
    به نظر شما از بین این خوانندگان مجوزدار درون ایران كدامیك موفقتر بوده و خواهد بود؟






آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها